
تو ای عشق و ای تمام وجودم تو بود و نبودم فدای رخ تو همه عالم...
ادامه مطلب
فکر اینکه "عشق یه بار اتفاق میفته"منو چند سال عقب انداخت از زندگیتا اینکه عشق دوم رو تجربه کردم با اون همه انرژی و شور و حال و عشق سوم(تا اینکه بالاخره فهمیدم "عشق" ربطی به معشوق نداره) خدا برای اینکه راه رو گم نکنی و تو راه نمونی یه بت(معشوق) به جای خودش تو ذهن برات میسازه تا اینکه بفهمی که این عشق رو خدا بت داده , برای تجربه کردن خودت و خودش ... که وارد عالم وحدت بشی و بفمی که عاشق و معشوق و عشق خداس و تو این وسط هیچکاره ای البته نا گفته نمونه : وصال , "مرگ عشق متعالی و خداییه" مخصوصا عشقایی که ملکوتین یا ملکوتی میشن +و تعریف زندگی از نظر من : "دین من از عشق زنده بودن است...زندگی زین جان و سر ننگ من است"...
ادامه مطلب
عشق , ربطی به عاشق و معشوق نداره شاید شروعش بین عاشق و معشوق باشه ... ولی تداومش به اونا ربطی نداره عشق , در واقع خداس که در تو جاریه ... و "دل زنده گی" اولین ارمغانشه ... در صورتی میتونی "جریان عشق" و "زنده گی دل" رو در خودت تداوم بدی , که اونو با دیگران به اشتراک بذاری ...
ادامه مطلب