
تو ای عشق و ای تمام وجودم تو بود و نبودم فدای رخ تو همه عالم...
ادامه مطلب
بی همگان بسر شود "بی تو بسر نمی شود" داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود...
ادامه مطلب
خدا تو قرآن میگه :[گل]و خداوند شما را از حالی به حال دیگر منتقل می کند[گل]ولیاگه دیدیافسرده ای وزخم عشق خوردیو نمیتونی کاری بکنی ... " !!ازخدابخواه تانجاتت بده از سرزنشای شیطانو نا امیدی(که قویترین صلاح شیطان نا امیدیه)نجاتت بده که مایه ی نجات هر کسی "همت عالی ه" ... که خواجه حافظ میگه :[گل]همت عالی طلب جام مرصع گو مباش[گل]...
ادامه مطلب
خدایا بصیرتی بده تا غم عشق رو تبدیل کنیم به تو که از با تو بودن , از عاشقی و معشوقی رها میشیم و میشیم "" عشق ""...
ادامه مطلب
فکر اینکه "عشق یه بار اتفاق میفته"منو چند سال عقب انداخت از زندگیتا اینکه عشق دوم رو تجربه کردم با اون همه انرژی و شور و حال و عشق سوم(تا اینکه بالاخره فهمیدم "عشق" ربطی به معشوق نداره) خدا برای اینکه راه رو گم نکنی و تو راه نمونی یه بت(معشوق) به جای خودش تو ذهن برات میسازه تا اینکه بفهمی که این عشق رو خدا بت داده , برای تجربه کردن خودت و خودش ... که وارد عالم وحدت بشی و بفمی که عاشق و معشوق و عشق خداس و تو این وسط هیچکاره ای البته نا گفته نمونه : وصال , "مرگ عشق متعالی و خداییه" مخصوصا عشقایی که ملکوتین یا ملکوتی میشن +و تعریف زندگی از نظر من : "دین من از عشق زنده بودن است...زندگی زین جان و سر ننگ من است"...
ادامه مطلب
میگن : هر کی کمک کنهکه مقدمات سفر به کربلای کسی رو فراهم کنه برای هر درهمش خدا به اندازه ی کوه احد بش صواب میده حالا ما دو تا راه داریم یا زیارت کننده باشیم یا مثل سروران دل , زیارت شونده ... " !! آخه خدایا چقدر شکرت کنم که این راهو برای همه باز گذاشتی که ... وارد سرزمین دل و از مقربانت بشن و همسنگ اولیا و انبیائت...
ادامه مطلب
تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین تمام غمم بود از همین که خدا نکرده خطا کنی...
ادامه مطلب
خدایا ! از اینکه قصد خیانت به کسی را داشته باشیم و در کارهایمان خودپسندی کنیم و آرزوهایمان را طولانی کنیم بر تو پناه میبریم +صحیفه ی سجادیه . دعای هشتم...
ادامه مطلب
مرا ستایش بسیار کرد و گفت ای آن که در جحیم طبیعت چنین گرفتاری شکفته گلبن جوزا برای عشرت توست تو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری سریر هفت فلک تخت توست گرچه کنون ز دست طمع , گرفتار چار دیواری کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلب که آفریده تو زین سان نه بهر این کاری...
ادامه مطلب
ای مطرب زیبا رو دستی بزن و برگو تو آن مناجاتی من آن خراباتم...
ادامه مطلب
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد...
ادامه مطلب
آنقدر زمین خورده ام که بدانم...برای برخاست نه دستی از برون که همتی از درون لازم است ... حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام . ...
ادامه مطلب
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند گر اندکی نه بوفق رضاست خرده مگیر...
ادامه مطلب